اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه
گفت: حاج آقا یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه
گفتم: چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم
گفت: من رفتنی ام!
گفتم: یعنی چی؟
گفت: دارم میمیرم
گفتم: دکتر دیگه ای، خارج از کشور؟
گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.
گفتم: خدا کریمه، انشاله که بهت سلامتی میده
با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بمیرم خدا کریم نیست؟

......
گفتمان طیبه انقلاب اسلامی...
ما را در سایت گفتمان طیبه انقلاب اسلامی دنبال میکنید
برچسب: خاطره ای از شهید همت,خاطره ای از شهید عباس بابایی,خاطره ای از یک شهید,خاطره ای از دوران مدرسه,خاطره ای از امام,خاطره ای از شهید چمران,خاطره ای از شهید بهشتی,خاطره ای از شهدا,خاطره ای از حاج احمد متوسلیان,خاطره ای از جلسه امتحان,
نویسنده:
بازدید: 203
تاريخ: سه
شنبه
16 شهريور
1395 ساعت: 6:05